1102.jpg
images/stories/articles.jpg
یکشنبه, ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۰۹:۴۸
    وکلا و کارآموزان محترم جهت دریافت فیش های سال 92 صندوق حمایت وکلا و کارگشایان دادگستری به کانون
images/stories/articles.jpg
شنبه, ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۱۲:۱۵
مراسم تحلیف پذیرفته شدگان آزمون اختبار سه شنبه 10/2/92 از ساعت 17 در دانشگاه علوم پزشکی قم برگزار
images/stories/articles.jpg
دوشنبه, ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۱۲:۲۵
  جلسه سخنرانی در تاریخ 5/2/92ساعت 10 صبح در کانون وکلای دادگستری استان قم برگزار می گردد.   سخنرانان:
images/stories/articles.jpg
سه شنبه, ۲۷ فروردین ۱۳۹۲ ۱۰:۴۳
  مهلت ثبت دفاتر درآمد و هزینه عملکرد سال 1392 مودیان موضوع بند ب ماده 96 قانون مالیات های مستقیم تا پایان
images/stories/articles.jpg
سه شنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۱ ۱۳:۳۷
جلسه مورخ 21/12/91موضوع: بررسی طرح جامع وکالت ارجاعی از مجلس شورای اسلامی به مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای
images/stories/articles.jpg
سه شنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۱ ۱۲:۵۶
اسامی کارآموزانی که در اختبار اسفند ماه 91 پذیرفته شدند به شرح ذیل می باشد: 1- مسعود الماسی 2 - رضا اروجی حافظ 3 -
آرای وحدت رویه و نظرات مشورتی
رأي وحدت رويه شماره 725 هيأت عمومي ديوان عالي كشور در مورد قابليت تجديدنظر آرائي كه دادگاههاي عمومي در مقام رسيدگي به اعتراض معترض ثالث صادر كرده‌اند مديرعامل محترم روزنامه رسمي كشور گزارش پرونده وحدت رويه رديف 89/46 هيأت عمومي ديوان عالي كشور با مقدمه مربوط و رأي آن به شرح ذيل تنظيم و جهت چاپ و نشر ايفاد مي‌گردد. معاون قضايي ديوان عالي كشور ـ ابراهيم ابراهيمي الف: مقدمه جلسه هيأت عمومي ديوان عالي كشور در مورد پرونده وحدت رويه رديف 89/46 رأس ساعت 9 روز سه‌شنبه مورخ20/4/1391 به رياست حضرت آيت‌ا... احمد محسني‌گركاني رئيس ديوان عالي كشور و حضور حجت‌الاسلام والمسلمين جناب آقاي محسني‌اژيه دادستان كل كشور و شركت كليه اعضاي شعب ديوان عالي كشور، در سالن هيأت عمومي تشكيل و پس از تلاوت آياتي از كلام‌ا... مجيد و قرائت گزارش پرونده و طرح و بررسي نظريات مختلف اعضاي شركت‌كننده در خصوص مورد و استماع نظريه جناب آقاي دادستان كل كشور كه به ترتيب ذيل منعكس مي‌گردد، به صدور رأي وحدت رويه قضايي شماره 725ـ 20/4/1391 منتهي گرديد. ب : گزارش پرونده احتراماً به استحضار مي‌رساند كه براساس گزارش رسيده شعب پنجم و نهم دادگاه تجديدنظر استان گلستان در مورد قابليت تجديدنظر آرائي كه دادگاه‌هاي عمومي در مقام رسيدگي به اعتراض معترض ثالث اجرائي موضوع ماده 147 قانون اجراي احكام مدني صادر كرده، آراء مختلفي صادر كرده‌اند كه جريان پرونده‌ها را ذيلاً به عرض مي‌رساند: 1ـ به موجب پرونده شماره 1422 شعبه پنجم دادگاه تجديدنظر استان گلستان آقاي مسعود كريمي به عنوان معترض ثالث اجرائي به استناد يك قولنامه نسبت به توقيف يك باب منزل مسكوني در پرونده اجرايي شماره 88/238 شعبه اول دادگاه عمومي گرگان كه به تقاضاي خانم انسيه قرباني ـ محكوم لهاي اجرائيه ـ صورت گرفته اعتراض كرده است. شعبه مزبور به اعتراض نامبرده رسيدگي نموده و طبق دادنامه شماره 01758 ـ 5/11/1388 مالكيت او را بر منزل توقيف شده محرز ندانسته و حكم به رد دعوي معترض ثالث صادركرده است. بر اثر تجديدنظرخواهي معترض پرونده در شعبه پنجم دادگاه تجديدنظر گلستان مطرح رسيدگي قرار گرفته و اين شعبه برابر دادنامه شماره 00048 ـ 16/1/1389 چنين رأي داده است: «... نظر به اينكه دادنامه تجديدنظرخواسته در مقام رسيدگي به اعتراض تجديدنظرخواه به عنوان ثالث و در راستاي مواد 146 و 147 قانون اجراي احكام مدني صادرشده و مستفاد از سياق عبارت مذكور در ماده 147 قانون مذكور كه به اعتراضات موصوف بدون رعايت تشريفات آيين دادرسي مدني و پرداخت هزينه و به هر نحو و در هر محل كه دادگاه لازم بداند رسيدگي مي‌شود، رسيدگي به موضوع تابع تشريفات و مقررات آيين دادرسي مدني نمي‌باشد و تصميم نهايي دادگاه نيز رأي تلقي نمي‌شود تا تابع مقررات مزبور از جمله تجديدنظرخواهي باشد و هر چند دادگاه مبادرت به صدور حكم نموده لكن از آنجا كه اثر آن صرفاً در حد يك تصميم اداري است و مبناي آثار حكم نمي‌باشد قابليت تجديدنظرخواهي نداشته و غيرقابل اعتراض است و بدين لحاظ قرار رد تجديدنظرخواهي صادر و اعلام مي‌گردد...» 2ـ حسب پرونده شماره 890095 شعبه نهم دادگاه تجديدنظر استان گلستان آقايان حميدرضا آزادمهر و محمد خواجه‌علي‌جهان‌تيغ هر يك جداگانه و به استناد يك برگ قولنامه نسبت به توقيف يك قطعه زمين كه در اجراي حكم صادر شده از شعبه ششم دادگاه عمومي گرگان و به درخواست محكوم‌لهاي حكم صورت گرفته اعتراض كرده‌اند. شعبه يادشده به اعتراض آنان رسيدگي نموده و برابر دادنامه شماره 01658 ـ 7/11/1388 قولنامه‌هاي ابرازي نامبردگان را به عنوان دليل مالكيت نپذيرفته و حكم به رد اعتراض آنان صادر كرده است. معترضان از اين رأي درخواست تجديدنظر كرده‌اند. پرونده به شعبه نهم دادگاه تجديدنظر استان گلستان ارجاع گرديده و اين شعبه به تجديدنظرخواهي رسيدگي و مطابق دادنامه شماره 00325ـ 20/5/1389 با قبول اعتراض نامبردگان و احراز مالكيت آنان نسبت به دو قطعه زمين توقيف شده حكم بر نقض رأي تجديدنظرخواسته و نتيجتاً رفع توقيف از دو قطعه زمين مزبور صادر كرده است. با توجه به مراتب فوق ملاحظه مي‌فرماييد كه شعبه پنجم دادگاه تجديدنظر استان گلستان رأي دادگاه عمومي گرگان را كه به استناد ماده 147 قانون اجراي احكام مدني صادر شده، رأي به مفهوم مقرر در قانون آيين دادرسي دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب در امور مدني ندانسته، بلكه آن را يك تصميم اداري و غيرقابل تجديدنظر تشخيص داده ولي شعبه نهم همان دادگاه در مورد مشابه رأي را قابل تجديدنظر دانسته و به تجديدنظرخواهي رسيدگي كرده است، لذا در اجراي ماده 270 قانون آيين دادرسي دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب در امور كيفري تقاضاي طرح موضوع را در هيأت عمومي ديوان عالي كشور به منظور ايجاد وحدت رويه قضايي دارد. معاون قضائي ديوان عالي كشورـ حسينعلي نيّري ج: نظريه دادستان كل كشور: تأييد رأي شعبه نهم دادگاه تجديدنظر استان گلستان د: رأي وحدت رويه شماره 725 ـ 20/4/1391 هيأت عمومي ديوان عالي كشور به نظر اكثريت قريب به اتفاق اعضاي هيأت عمومي ديوان عالي كشور، احكام دادگاه‌ها در مقام رسيدگي به شكايت مذكور در قسمت اخير فراز اول ماده 147 قانون اجراي احكام مدني مصوّب 1356 و تعيين تكليف نهايي آن، مطابق مقررات كلي آيين دادرسي، قابل تجديدنظر بوده و رأي شعبه نهم دادگاه تجديدنظر استان گلستان كه بر اين اساس صادر گرديده است صحيح و قانوني تشخيص مي‌گردد. اين رأي مطابق ماده 270 قانون آيين دادرسي دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب در امور كيفري، براي كليه دادگاه‌ها و شعب ديوان عالي كشور در موارد مشابه لازم‌الاتباع است.

رأي وحدت رويه شماره 724 هيأت عمومي ديوان عالي كشور با موضوع نحوه تغييركاربري اراضي زراعي و باغ‌ها براي سكونت صاحبان زمين

شماره1/6130/هـ                      24/2/1391

 

مديرعامل محترم روزنامه رسمي كشور

گزارش وحدت رويه رديف 86/36 هيأت عمومي ديوان عالي كشور با مقدمه مربوطه و رأي آن به شرح ذيل تنظيم و جهت چاپ و نشر ايفاد مي‌گردد.

معاون قضايي ديوان عالي كشور ـ ابراهيم ابراهيمي

 

الف: مقدمه

جلسه هيأت عمومي ديوان عالي كشور در مورد پرونده وحدت رويه رديف 86/36 رأس ساعت 9 روز سه‌شنبه مورخ22/1/1391 به رياست حضرت آيت‌ا... احمد محسني‌گركاني رئيس ديوان عالي كشور و حضور جناب آقاي سيداحمد مرتضوي‌مقدم نماينده دادستان كل كشور و شركت جنابان آقايان رؤساء ، مستشاران و اعضاي معاون كليه شعب ديوان عالي كشور، در سالن هيأت عمومي تشكيل و پس از تلاوت آياتي از كلام‌ا... مجيد و قرائت گزارش پرونده و طرح و بررسي نظريات مختلف اعضاي شركت‌كننده در خصوص مورد و استماع نظريه نماينده جناب آقاي دادستان كل كشور كه به ترتيب ذيل منعكس مي‌گردد، به صدور رأي وحدت رويه شماره 724ـ 22/1/1391 منتهي گرديد.

 

ب : گزارش پرونده

احتراماً، معروض مي‌دارد: حسب محتويات پرونده‌هاي كلاسه 768ـ 86/5/ت و 86/13/ك102 محاكم تجديدنظر استان مازندران از شعب پنجم و دهم دادگاه‌هايتجديدنظر اين استان طي دادنامه‌هاي 715ـ 25/5/1386 و 848 ـ 17/6/1386 با اختلاف استنباط از تبصره يك ماده 2 قانون حفظ كاربري اراضي زراعي و باغ‌ها اصلاحي 1/8/1385 و ماده 3 اين قانون، در مواردي كه وسعت اراضي تغييركاربري داده شده كمتر از پانصد مترمربع بوده باشد، آراء متهافت صادر گرديده است كه خلاصه جريان آن به شرح ذيل است:

1ـ حسب محتويات پرونده كلاسه 768ـ 86/5/ت شعبه پنجم دادگاه تجديدنظر مازندران، شعبه 102 دادگاه عمومي جزايي چالوس، در پرونده كلاسه 85/816/ك دادنامه شماره 125ـ 23/2/1386 را كه عيناً منعكس مي‌گردد، صادر نموده است:

« در خصوص شكايت اداره جهاد كشاورزي شهرستان چالوس عليه آقاي غلام‌رضا سام دليري داير بر تغيير كاربري غيرمجاز صدمترمربع از اراضي زراعي به مسكوني، از توجه به اوراق پرونده و تحقيقات معموله و صرف‌نظر از كيفرخواست صادره، نظر به قانون اصلاح قانون حفظ كاربري اراضي زراعي و باغ‌ها اصلاحي 1/8/1385 و رعايت تبصره يك ماده 3 قانون فوق‌الايماء و ميزان قلّت تغيير كاربري متهم در اراضي زراعي تا حد احصاء شده در قانون مذكور، لذا دادگاه بنا به مراتب فوق قرار منع تعقيب متهم موصوف از اتهام انتسابي را صادر و اعلام مي‌نمايد. رأي صادره حضوري و ظرف بيست روز پس از ابلاغ قابل تجديدنظر در مركز استان مازندران است.» از اين رأي در فرجه قانوني تجديدنظرخواهي شده كه پس از طرح در شعبه پنجم دادگاه تجديدنظر استان مازندران، به شرح ذيل به صدور دادنامه 715ـ 25/5/1384 منتهي شده است:

« سازمان جهاد كشاورزي از آقاي غلام‌رضا سام دليري به اتهام تغيير كاربري به صورت غيرمجاز در يكصد مترمربع از اراضي زراعي به مسكوني مورد پيگرد قرار گرفته سرانجام شعبه 102 دادگاه كيفري چالوس در دادنامه 125ـ23/2/1386 به لحاظ اينكه ميزان تغييركاربري از حدنصاب مقرر در قانون كمتر است و بزهي واقع نشده است قرار منع پيگرد صادر نموده، آنگاه اداره شاكي از اين رأي به تجديدنظرخواهي برخواسته است. اينك دادگاه با نگرش به مندرجات پرونده اعتراض را نادرست مي‌انگارد و رأي براساس موازين قانوني صادرشده و خدشه‌اي بر آن وارد نمي‌باشد. با تصحيح ماده استنادي دادگاه نخستينبه تبصره يك ماده 2 قانون حفظ كاربري مصوّب 1374 با اصلاحات مورخ 1/8/1385 به استناد ماده 257 قانون آيين دادرسي كيفري، دادنامه پيش‌گفته را تأييد و استوار مي‌نمايد، اين رأي قطعي است.»

2ـ به دلالت محتويات پرونده كلاسه 86/13/ك102 شعبه دهم دادگاه تجديدنظر استان مازندران شعبه 102 دادگاه عمومي جزايي چالوس در مورد اتهام آقاي رسول طيبه خباز مبني بر تغيير غيرمجاز كاربري اراضي زراعي، طي دادنامه شماره 138ـ 27/2/1386 به شرح ذيل اتخاذ تصميم نموده است:

«در خصوص شكايت اداره جهاد كشاورزي شهرستان چالوس عليه آقاي رسول طيبه‌خباز، داير بر تغييركاربري غيرمجاز 250 مترمربع از اراضي زراعي و باغ‌ها واقع در روستاي عباس كلاچالوس، از توجه به اوراق پرونده و ملاحظه شكايت اداره شاكي و گزارش اعضاي اكيپ و دهگردشي و صورت جلسه اعضاي كميسيون ارزشيابي در خصوص تغيير كاربري و عدم حضور متهم در جلسه دادگاه و نظر بر اينكه به موجب قانون اخيرالتصويب مورخ 1/8/1385 قانون اصلاح قانون حفظ كاربري اراضي و باغ‌ها مصوب 31/3/1374 و رعايت تبصره يك ماده 3 قانون فوق‌الايماء چون تغيير كاربري مشتكي‌عنه به مساحت 250مترمربع از اراضي زراعي است و قانون مذكور تغييركاربري زير پانصد مترمربعرا مشمول عوارض و مجازات آن قانون ندانسته، لذا دادگاه بنا به مراتب فوق قرار منع تعقيب صادر و اعلام مي‌نمايد...» كه براثر اعتراض اداره شاكي اعضاي محترم شعبه دهم دادگاه تجديدنظر استان مازندران به موجب دادنامه 848 ـ 17/6/1386 به شرح ذيل اتخاذ تصميم نموده‌اند: «در خصوص تجديدنظرخواهي مديريت جهاد كشاورزي شهرستان چالوس نسبت به دادنامه شماره 138ـ27/2/1386 صادرشده از شعبه 102 دادگاه جزايي چالوس كه متضمن قرار منع تعقيب نسبت به تجديدنظرخوانده آقاي رسول طيبه خباز از اتهام تغييركاربري غيرمجاز 250مترمربع از اراضي زراعي و باغ‌ها واقع در روستاي عباس‌كلا چالوسمي‌باشـد، نظر به اينـكه وصف جـزايي تغييركاربري كمتر از مـساحت 500 متـرمربع زايل نشده است بلكه به كمتر از مساحت مذكور، عوارض تعلق نمي‌گيرد لذا دادگاه ضمن وارد دانستن تجديدنظرخواهي به عمل آمده، مستنداً به فراز دوم بند ب ماده 257 قانون آيين دادرسي دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب در امور كيفري دادنامه معترض‌عنه را نقض و جهت ادامه رسيدگي به مرجع محترم صادركننده رأي بدوي اعاده مي‌نمايد اين رأي حضوري و قطعي است.»

نظر به اينكه شعب مرقوم به شرح فوق با استنباط از تبصره يك اصلاحي سال 1385 ماده 2 قانون حفظ كاربري اراضي و باغ‌ها مصوب1374 و ماده 3 اين قانون آراء مختلف صادر كرده‌اند: شعبه پنجم با تصويب اين تبصره، وصف كيفري مرتكبين تغييركاربري اراضي زراعي و باغ‌ها به مسكوني در مساحت كمتر از پانصد مترمربع را منتفي دانسته، ولي شعبه دهم در نظير مورد تعقيب كيفري متهم و مجازات وي را تجويز نموده است، لهذا در اجراي ماده 270 قانون آيين دادرسي دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب در امور كيفري طرح موضوع را جهت صدور رأي وحدت رويه قضايي درخواست مي‌نمايد.

معاون قضائي ديوان عالي كشورـ حسينعلي نيّري

 

ج: نظريه نماينده محترم دادستان كل كشور

1ـ مستفاد از ماده يك و تبصره يك همين ماده از قانون حفظ كاربري اراضي زراعي اين است كه قانون‌گذار مصداق تغييركاربري را مواردي مي‌داند كه اراضي زراعي و باغ‌ها از حالت زراعي و باغ بودن خارج شود و به همين جهت در تبصره چهار از ماده يك احداث گلخانه، دامداري، مرغداري، پرورش ماهي و امثال آن را تغييركاربري به حساب نياورده است.

2ـ در مفاد تبصره يك ماده2 نيز استفاده مي‌شود كه احداث مسكن در اراضي زراعي و باغ‌ها تا پانصد مترمربع را كه در زمره موارد استثناء شده موضوع تبصره 4 ماده يك آمده است تغييركاربري نيست و قابليت تعقيب جزايي ندارد.

3ـ موضوع ماده2 از همين قانون كه براي موارد مذكور عوارض تعيين نموده است مربوط به جايي است كه با مجوز كميسيون مربوطه كل زمين يا باغ تغييركاربري داده شده است و به همين جهت نگفته، عوارض قسمتي كه تغييركاربري داده شده است اخذ گردد، بلكه هشتاد درصد قيمت اراضي و باغ‌هاي مذكور به صورت مطلق آمده است.

بنابراين رأي شعبه پنجم دادگاه تجديدنظر استان مازندران را صائب مي‌دانم.

د: رأي وحدت رويه شماره 724ـ22/1/1391 هيأت عمومي ديوان عالي كشور

تغييركاربري اراضي زراعي تا پانصد مترمربع، براي سكونت شخصي صاحبان زمين اگر با اجازه اعضاي كميسيون موضوع تبصره يك اصلاحي سال 1385 ماده يك قانون حفظ كاربري اراضي زراعي و باغ‌ها باشد، طبق تبصره يك ماده دو اين قانون فقط براي يك بار از پرداخت عوارض قانوني معاف خواهد بود.

مفاد اين تبصره به معافيت از مجازات افرادي كه بدون اخذ مجوز از كميسيون مزبور اقدام به تغييركاربري كرده‌اند دلالت نمي‌نمايد؛ زيرا ماده 3 قانون مرقوم، اين قبيل اشخاص را كلاً، قابل تعقيب دانسته و موارد استثنايي و خارج از شمول مجازات نيز در تبصره 4 همين ماده صراحتاً ذكر گرديده است؛ لذا به نظر اكثريت اعضاي هيأت عمومي ديوان عالي كشور تغيير غيرمجاز كاربري اراضي زراعي و باغ‌ها به منظور سكونت مطلقاً ممنوع و مرتكبين آن قابل تعقيب كيفري مي‌باشند و رأي شعبه دهم دادگاه تجديدنظر مازندران در حدي كه با اين نظر مطابقت داشته باشد صحيح و قانوني تشخيص مي‌گردد. اين رأي طبق ماده 270 قانون آيين دادرسي دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب در امور كيفري در موارد مشابه براي كليه شعب دادگاه‌ها و ديوان عالي كشور لازم‌الاتباع خواهد بود.

هيأت عمومي ديوان عالي كشور

رأي وحدت رويه شماره723 هيأت عمومي ديوان عالي كشور در مورد تقسيط وجه سند لازم‌الاجراء از سوي اداره ثبت منوط به اثبات اعسار مديون از پرداخت دفعتاً واحده آن در دادگاه صالح است

 


شماره 1/7357/110/هـ                                           23/1/1391

مديرعامل محترم روزنامه رسمي كشور

گزارش وحدت رويه رديف 90/12 هيأت عمومي ديوان عالي كشور با مقدمه مربوطه و رأي آن به شرح ذيل تنظيم و جهت چاپ و نشر ايفاد مي‌گردد.

معاون قضايي ديوان عالي كشور ـ ابراهيم ابراهيمي

 

الف: مقدمه

جلسه هيأت عمومي ديوان عالي كشور درمورد پرونده وحدت رويه رديف 90/12 رأس ساعت 9 روز سه‌شنبه مورخ 27/10/1390 به رياست حضرت آيت‌ا... احمد محسني گركاني رئيس ديوان عالي كشور و حضور جناب آقاي سيداحمد مرتضوي نماينده دادستان كل كشور و شركت اعضاي كليه شعب ديوان عالي كشور، در سالن هيأت عمومي تشكيل و پس از تلاوت آياتي از كلام‌ا... مجيد و قرائت گزارش پرونده و طرح و بررسي نظريات مختلف اعضاي شركت‌كننده درخصوص مورد و استماع نظريه نماينده جناب آقاي دادستان كل كشور كه به‌ترتيب ذيل منعكس مي‌گردد، به صدور رأي وحدت رويه قضايي شماره 723 ـ 27/10/1390 منتهي گرديد.

 

ب: گزارش پرونده

با احترام، به استحضار مي‌رساند: حسب اعلام رياست محترم شعبه 276 دادگاه خانواده تهران شعب بيست و چهارم و سي‌ام ديوان عالي كشور با استنباط از ماده 37 قانون اعسار مصوّب سال 1313 در مقام تعيين مرجع صالح براي رسيدگي به دعوي اعسار در مقابل اوراق اجراييه ثبت اسناد و درخواست تقسيط آن آراء مختلفي صادر نموده‌اند و ضمن ارسال رونوشت آراء شعب يادشده تقاضاي طرح موضوع را در هيأت عمومي ديوان عالي كشور به‌منظور ايجاد وحدت رويه قضايي نموده است.

جريان پرونده‌ها به شرحي است كه ذيلاً بيان مي‌شود:

1ـ به موجب پرونده شماره 11/2720/30 شعبه سي‌ام ديوان عالي كشور در تاريخ 6/3/1386 آقاي يوسف شريفي به وكالت از آقاي مهدي موسوي دادخواستي به خواسته اعسار از پرداخت مهريه خانم فريبا شريفي يا اقساط در پرداخت مهريه مورد مطالبه زوجه به‌استناد قانون اعسار به دادگاه عمومي تهران تقديم نموده و ضمن دادخواست توضيح داده است كه خوانده براي وصول مهريه خود از طريق اجراي اداره ثبت اقدام و موكل را ممنوع‌الخروج نموده و به لحاظ اعسار موكل از تأديه مهريه خوانده به ميزان 350 عدد سكه بهار آزادي و نيم عشر اجرايي به استناد قانون اعسار و شهادت شهود تقاضاي رسيدگي و صدور حكم بر اعسار موكل از تأديه مهريه و يا تقسيط آن و لغو ممنوعيت خروج موكل را از كشور نموده است. پرونده به شعبه 276 دادگاه عمومي تهران «خانواده» ارجاع گرديده و اين شعبه طرفين دعوي را به دادرسي دعوت و پس از استماع اظهارات و مدافعات وكلاء آنان طي دادنامه شماره 02572 ـ 21/11/1386 مبادرت به صدور قرار عدم صلاحيت نموده است به‌شرح ذيل:

«با توجه به جميع اوراق پرونده نظر به اينكه خواسته تقسيط مهريه موضوع اجراييه صادره از اجراي ثبت اسناد مي‌باشد و اينكه درخصوص مورد حكمي از مراجع قضايي صادر نگرديده و به صراحت ماده 37 از قانون اعسار مصوّب 1313 كه اشعار داشته اشخاصي كه با عايدات حرفه خود بتوانند قسمتي از بدهي خود را بپردازند درمورد اوراق لازم‌الاجراي ثبت ‌‌[اداره ثبت] با در نظر گرفتن مبلغ بدهي و عايدات بدهكار و معيشت ضروري او ميزان و مدت اقساط را تعيين خواهد كرد، لذا رسيدگي به موضوع خواسته خواهان خارج از صلاحيت دادگاه و داخل در صلاحيت اداره ثبت مربوطه مي‌باشد و مستنداً به مواد 26 و 27 از قانون آيين دادرسي دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب در امور مدني قرار عدم صلاحيت اين دادگاه به‌اعتبار شايستگي و صلاحيت اداره ثبت اسناد تهران صادر و اعلام مي‌گردد.»

پرونده در اجراي ماده 28 قانون آيين دادرسي دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب در امور مدني به ديوان عالي كشور ارسال و به شعبه سي‌ام ديوان عالي كشور ارجاع گرديده و اين شعبه برابر دادنامه شماره 27/30/87 ـ 31/7/1387 به شرح زير قرار عدم صلاحيت دادگاه را تأييد نموده است:

«با توجه به جميع اوراق پرونده به ويژه اجراييه صادره از اجراي ثبت تهران خانم فريبا شريفي به منظور وصول تعداد 350 عدد سكه بهار آزادي از يكهزار و دوازده عدد سكه طلاي بهار آزادي مندرج در سند نكاحيه خود به اجراي ثبت اسناد تهران مراجعه و اجراييه صادر نموده و اجراييه صادر نيز به مديون ابلاغ شده و اكنون وكيل مديون به علت عدم قدرت و توانايي موكل به پرداخت دفعتاً واحده وجه اجراييه تقاضاي تقسيط در پرداخت دين موكل و يا قبول اعسار او نموده و شعبه محترم 276 دادگاه عمومي تهران مستنداً به ماده 37 از قانون اعسار مصوّب 1313 تقاضاي تقسيط در پرداخت وجه اجراييه را در صلاحيت اداره ثبت اسناد (سازمان صادركننده اجراييه) تشخيص و به اعتبار آن سازمان قرار عدم صلاحيت خود را صادر و اعلام نموده است و با توجه به ماده 37 از قانون اعسار ايراد و اشكالي بر قرار عدم صلاحيت صادره به نظر نمي‌رسد و با تأييد قرار صادره مقرر مي‌شود با كسر پرونده از موجودي شعبه مستقيماً جهت ارسال به مرجع مربوطه... اعاده شود.»

2ـ طبق پرونده شماره 14/3815/24 شعبه بيست و چهارم ديوان عالي كشور در تاريخ 10/8/1389 آقاي حسن اقدامي با وكالت آقاي حميدرضا كاكاوند دادخواستي به طرفيت خانم الهام بيگلري به خواسته اعسار و تقسط مهريه خوانده به تعداد 800 سكه موضوع اجراييه شماره الف ـ 4340 اداره اجراي ثبت شميران به دادگاه عمومي تهران تقديم نموده است. وكيل خواهان در دادخواست توضيح داده است كه خوانده از طريق اداره ثبت اسناد شميران اقدام به صدور اجراييه براي تمام مهريه مافي‌القباله خويش به تعداد 1000 سكه نموده و اجراييه صادر و موكل ممنوع‌الخروج گرديده است. سپس به موجب دادنامه‌هاي صادرشده از شعبه 24 دادگاه تجديدنظر استان تهران و شعبه بيست و چهارم ديوان عالي كشور موفق به دريافت گواهي عدم امكان سازش با بذل 200 عدد سكه بهار آزادي گرديده است و چون موكل توان پرداخت يكجاي مهريه را ندارد، ليكن درصورت تقسيط توان استهلاك آن را دارد تقاضاي صدور حكم بر اعسار او را نموده است. پرونده به شعبه 276 دادگاه عمومي تهران «خانواده» ارجاع گرديده و اين شعبه به موجب دادنامه شماره 1574 ـ 16/11/1389 با توجه به ماده 37 قانون اعسار قرار عدم صلاحيت به شايستگي و صلاحيت اداره ثبت اسناد مربوط صادر و پرونده را در اجراي ماده 28 قانون آيين دادرسي دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب در امور مدني به ديوان عالي كشور ارسال نموده است.

پرونده به شعبه بيست و چهارم ديوان عالي كشور ارجاع گرديده و اين شعبه به موجب دادنامه 1503/24 ـ 10/12/1389 چنين رأي داده است:

«... نظر به اينكه مطابق ماده 20 قانون اعسار دعوي اعسار در مقابل اوراق اجراييه ثبت اسناد در محكمه محل اقامت مدعي اعسار اقامه خواهد شد و نيز وفق ماده 21 همان قانون درمورد ورقه لازم‌الاجراء ثبت اسناد به طرفيت متعهدله اقامه خواهد شد و موضوع خارج از شمول ماده 37 قانون اخيرالذكر كه صرفاً اداره ثبت درمورد اوراق لازم‌الاجراء ميزان وعده اقساط را تعيين مي‌نمايد [مي‌باشد] و نسبت به اعسار كه خواسته خواهان است فقط در محكمه قابل طرح است و از طرفي لازمه تقسيط بدهي موضوع اوراق لازم‌لاجراء ثبتي احراز اعسار مديون توسط دادگاه مي‌باشد؛ بنابراين در اجراي ماده 28 قانون آيين دادرسي دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب در امور مدني و با نقض دادنامه شماره 1574 ـ 16/11/1389 شعبه 276 دادگاه عمومي تهران پرونده جهت ادامه رسيدگي به همان شعبه با تشخيص صلاحيت آن در رسيدگي به دعوي مطروحه ارسال مي‌گردد.»

به شرحي كه معروض گرديد شعبه سي‌ام ديوان عالي كشور رسيدگي به درخواست اعسار و تقسيط دين موضوع اجراييه ثبت اسناد را در صلاحيت اداره ثبت تشخيص داده ولي شعبه بيست و چهارم اين امر را در صلاحيت دادگاه دانسته و اداره ثبت را در اين مورد فاقد صلاحيت اعلام كرده است، لذا در اجراي ماده 270 قانون آيين دادرسي دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب در امور كيفري، تقاضاي طرح موضوع را در هيأت عمومي ديوان عالي كشور به منظور ايجاد وحدت رويه قضايي دارد.

حسينعلي نيّري ـ معاون قضايي ديوان عالي كشور

 

ج ـ نظريه نماينده دادستان كل كشور

در اينكه ادعاي اعسار امر ترافعي و مرجع صالح به رسيدگي دادگاه‌هاي عمومي است شبهه نيست. دعوي تقسيط نيز به نوعي ادعاي عدم تمكن مالي است و اين ادعا بايد در مرجع قضايي به اثبات برسد.

موضوع ماده 37 قانون اعسار ناظر به مواردي است كه در اعسار بدهكار اختلافي نيست و يا به حـكم قضايي معـسر شنـاخته و بدهـكار تقاضاي تقسيط دارد از ايـن رو رسيـدگي به دعوي اعسار چه مستقلاً مطرح شود و چه همراه با ادعاي تقسيط باشد در صلاحيت دادگاه عمومي است.

بنابراين رأي شعبه محترم بيست و چهارم ديوان عالي كشور صائب و مورد تأييد است.

 

د: رأي وحدت رويه شماره 723 ـ 27/10/1390 هيأت عمومي ديوان عالي كشور

مستفاد از مواد 20، 21 و 37 قانون اعسار مصوب سال 1313 اين است كه چنانچه مـديون سند لازم‌الاجرا كه منتهي به صدور اجراييه از سوي اداره ثبت گرديده است به ادعاي اعسار از پرداخت وجه آن، درخواست تقسيط بنمايد درصورتي كه دائن با آن موافق نباشد تقسيط وجه سند لازم‌الاجرا از سوي اداره ثبت منوط به اثبات اعسار مديون از پرداخت دفعتاً واحده آن در دادگاه صالح است، بنابه‌مراتب رأي شعبه بيست و چهارم ديوان عالي كشور كه موافق با اين نظر است به اكثريت قريب به اتفاق آراء صحيح و منطبق با قانون تشخيص مي‌شود. اين رأي طبق ماده 270 قانون آيين دادرسي دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب در امور كيفري در موارد مشابه براي كليه شعب ديوان عالي كشور و دادگاه‌ها لازم‌الاتباع است.

هيأت عمومي ديوان عالي كشور

کانون وکلای دادگستری استان قم

تقویم امروز

امروز : شنبه
۰۴. خرداد ۱۳۹۲
15. رجب 1434
25. می 2013